اولویت بندی شاخص های سرمایه فکری در بانک های دولتی  و غیر دولتی با بهره گیری از روش AHP

قسمتی از متن پایان نامه :

2-6-4- مدل ها و روش های اندازه گیری سرمایه فکری

مدیریت سرمایه فکری نیازمند بکارگیری متدها و روش هایی می باشد که بتواند براساس شاخص های اظهار شده، سهم مدیریت دانش را در تحقق استراتژی و برنامه مدیریت دانش ارزیابی نماید (روس، 2004).

درادبیات سرمایه فکری، مدل های مختلفی برای اندازه گیری سرمایه فکری پیشنهاد شده می باشد. بعضی از آنها مدل های خاصی هستند که در یک شرکت خاص طراحی و اجرا شده اند. بعضی دیگر صرفاً مدل های نظری هستند که بیشتر آنها به عنوان یک مدل اندازه گیری سرمایه فکری پذیرفته شده مطرح نیستند به بیانی دیگر هیچ یک از این مدل ها بطور نظام مند برای اندازه گیری سرمایه فکری در سطح ملی و بین المللی بکار برده نمی شوند.

در محیط تجاری کنونی اندازه گیری ارزش سازمانی با بهره گیری از روش های سنتی با ارزش اقتصادی امروز آنها نامربوط می باشد. روش های سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیت های یادگیری افراد، و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمان ها را نادیده می گیرد.

کوشش های زیادی جهت تشریح تفاوت میان ارزش بازاری و ارزش دفتری شرکت ها انجام گرفته می باشد. مشهورترین این روش ها، روش ترازنامه نامرئی، کنترل دارایی های ناملموس و کارت امتیازی متوازن می باشد. روش ارزش افزوده اقتصادی، روش شاخص سرمایه فکری، روش کارگزار تکنولوژی، روش نرخ بازده دارایی ها، روش تشکیل سرمایه بازار، روش سرمایه فکری مستقیم، روش جهت یابی تجاری اسکاندیا، روش های مالی و مدل مدیریت سرمایه فکری، روش joia و روش Tobin Q که در زیر به تحلیل ویژگی های هر یک از این روش ها خواهیم پرداخت (رودوو و لیلیارت [1]، 2004) .

بطور کلی مدل های سنجش سرمایه فکری را می توان در دو گروه طبقه بندی نمود: (تان[2]، 2007).

الف: مدل هایی که سرمایه فکری را بصورت غیرپولی ارزیابی می کنند.

ب: مدل هایی که سرمایه فکری را بصورت پولی و مالی ارزیابی می کنند.

ما در این پژوهش به نمونه هایی از مدل های سنجش غیرمالی و مدل­های سنجش مالی سرمایه فکری می پردازیم.

2-6-4-1- مدل های سنجش غیرمالی سرمایه فکری

1- ترازنامه نامرئی

این روش توسط اسویبی در سوئد مطرح گردید. این روش در واقع توسعه ای در حسابداری منابع انسانی تلقی می گردد. دراین توجه، سرمایه فکری شرکت به دو طبقه سرمایه فردی و سرمایه ساختاری تقسیم می گردد. شاخص اصلی سرمایه فردی همان شایستگی های حرفه ای و مهارت کارکنان کلیدی که استراتژی یک سازمان را تشریح می کنند می باشد سرمایه ساختاری نیز شامل مزیت رقابتی یک سازمان و توانایی های پرسنل آن مانند شهرت، تجربه و روش های خاص تولیدی می باشد. این مدل، مبتنی بر معیارهای کیفی می باشد و توانایی ارزیابی ارزش کمّی سرمایه فکری را ندارد (انل[3]، 1989).

2- کنترل دارایی های ناملموس

این روش در پی اندازه گیری دارایی های ناملموس شرکت به روشی ساده می باشد. در این راستا معیارهای مناسب متعددی را معرفی نموده و هدف از آن ایجاد بینش و دیدگاهی جامع از جایگاه سرمایه فکری شرکت می باشد. در این روش ضروری می باشد تا معیارها با واقعیت های هر شرکت مطابقت داده شده و تعدیل شوند. اشکال عمده این روش در آن می باشد که با تمامی شرکت ها و جایگاه ها قابل انطباق نمی باشد. از این روش همچنین برای طراحی سیستم های اطلاعاتی و یا انجام ممیزی ها بهره گیری می گردد (اسویبی، 1979).

3- کارت امتیازدهی متوازن (BSC)

این روش، ابزاری را جهت ایجاد ثبات در استراتژی های آینده بدست می دهد. این روش شرکت ها را قادر می سازد تا نتایج مالی را همزمان با نظارت و کنترل در ایجاد ظرفیت ها و اکتساب دارایی های ناملموسی که به آنها برای رشد در آینده نیاز دارند دنبال کنند. این شیوه بیانگر نوعی کمبود جدی در سیستم های مدیریت سنتی و ناتوانی آنها در مرتبط کردن استراتژی بلندمدت شرکت با فعالیت های کوتاه مدت آن می باشد. این روش گذشته و حال شرکت را با آینده اش مرتبط می نماید و ابزاری در اختیار مدیریت شرکت قرار می دهد تا استراتژی های گوناگونی را برای شرکت تعریف و آنها را کنترل نماید. این روش همچنین شرکت را قادر می سازد تا نتایج مالی اش را تحلیل نموده و استراتژی شرکت را اجرا نماید.

کاپلان و نورتون عقیده دارند که این شیوه نوعی سیستم اندازه گیری می باشد که با بهره گیری از معیارهای کیفی، اندازه استراتژی به اجرا در آمده شرکت را نشان می دهد. این معیارها عبارتند از دیدگاه مالی، دیدگاه مشتری، دیدگاه فرآیندهای داخلی و دیدگاه نوآوری و یادگیری، این روش تا حدی ایستا بوده و برای هر شرکت، خاص می باشد (کاپلان و نورتون، 1996).

بهره گیری از کارت امتیازی متوازن ‌(BSC) یادگیری حاصل از مدیریت دانش را مستقیماً به عملکرد سازمان ارتباط می دهد که به نوبه خود با عملکرد کلی سازمان ارتباط دارد. روش کارت متوازن، استراتژی کل واحد را به اهداف کمّی تبدیل نموده و بر عوامل موفقیت ناملموس نیز تاکید می کند که اکثراً شامل سه جزء سرمایه فکری، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری می باشد.

4- شاخص سرمایه فکری

این روش در کوشش می باشد تا شاخص های پراکنده را در مجموعه ای واحد ارائه نماید و میان تغییرات حاصله در سرمایه فکری و تغییرات در ارزش بازاری شرکت ها همبستگی ایجاد نماید.

مزایای این روش آن می باشد که معیاری غیرمتعارف را ارائه می نماید، برنظارتی پویا در خصوص سرمایه فکری متمرکز می باشد، توان احتساب عملکرد دوره های قبلی را داشته و نظری واحد، کلی و جامع از شرکت را ارائه می نماید (سلیمی، شریفی راد، 1390).

[1] – Rodov & Leliaert

[2] – Tan

[3] – Annell

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 اهداف پژوهش:

سازمانهایی از قبیل بانک که علاقمند به سرمایه گذاری روی سرمایه فکری در سازمان خود می باشند. می توانند با در نظر داشتن پژوهش های حاضر تعدادی از شاخص ها را به عنوان شاخص های موثر برای اولویت بندی سرمایه گذاری انتخاب نمایند. (به نوعی کوشش می کنیم تا اندازه ریسک سرمایه گذاری بر روی شاخص های سرمایه فکری را کاهش دهیم) این پژوهش می تواند پایه ای برای تحقیقات گروه در خصوص رتبه شاخص ها در سایر سازمانها و نقطه شروعی برای روش جدید سنجش سرمایه فکری با تکیه به وزن دهی شاخص ها براساس اولویت بندی آنها باشد.

با در نظر داشتن مطالب فوق در انجام این پژوهش اهدافی که متصور می باشد به گونه اختصار به تبیین زیر می باشد:

– تعیین مهمترین شاخص های سرمایه فکری در بانکهای دولتی و غیردولتی

1) تعیین مهمترین شاخص های سرمایه انسانی در بانکهای دولتی و غیردولتی

2) تعیین مهمترین شاخص های سرمایه مشتری در بانکهای دولتی و غیردولتی

3) تعیین مهمترین شاخص های سرمایه ساختاری در بانکهای دولتی و غیردولتی

اولویت بندی شاخص های سرمایه فکری در بانک های دولتی و غیر دولتی با بهره گیری از روش AHP

پایان نامه - تز - رشته حسابداری


دیدگاهتان را بنویسید